مبتلایان به ایدز فقط «بیمار» هستند جامعه را ازآنها نترسانیم
«در شهری که ما زندگی می کردیم ، درصد اعتیاد بالا بود و آن زمان - 8سال پیش - زندان شهر ما از نظر ابتلا به HIV - AIDS آمار بالایی داشت و این انگیزه ای شد برای من و برادرم ، تا همه وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق
کد خبر: ۳۲۰۰۴
درباره این بیماری و راه اندازی و گسترش کلینیک های مشاوره و مراقبت بیماری های رفتاری (HIV / مقاربتی و اعتیاد) کنیم ؛ کلینیک هایی که از طرف سازمان جهانی بهداشت ، به عنوان بهترین الگو برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا معرفی شده اند». دکتر آرش و دکتر کامیار علایی ، پزشکان جوانی هستند که با حمایت های مادی و معنوی خانواده خود و راهنمایی های دکتر سیدداوود منصوری به تلاشهای خود در این زمینه ادامه می دهند خدماتی که به صورت داوطلبانه و بدون دریافت دستمزد است .دکتر علایی در پی درج خبری که روزنامه ها چاپ کردند و از مردی مبتلا به ایدز گفتند که با زنان و دخترانی در ایران و خارج از کشور رابطه جنسی برقرار کرده بود با ما تماس گرفت . او گفت : چاپ این خبر با عنوان های مرد ایدزی و بمب ایدز دل تعداد زیادی از بیماران مراکز ما را بیشتر از پیش به درد آورده است ، چرا که این تیترها و خبرها ، حمله ای به جامعه بیماران مبتلا به HIVاست . او گفت : به جای ترساندن مردم ، باید به آنها آموزش های بهداشتی مفید و سودمند داد. ما امروز باید آگاهی هایمان را نسبت به این بیماری زیاد کنیم ، تا فردا دچار مشکلات جبران ناپذیر نشویم فردا خیلی دیر است .
نگاه شما به یک بیمار ایدزی چگونه است؛ اصلا لغتی به نام ایدزی اشتباه است هر نوع بیماری که به بدن فردی سرایت کند، آن فرد نیازمند مراقبت و حمایت های لازم از سوی سیستم پزشکی جامعه است ، ولی با کمبود آگاهی ما از بعضی بیماری ها، از آن یک غول می سازیم ، که هم جامعه و هم فرد مبتلا را به ترس وادار می کنیم . مثل تیفوسی ، طاعونی ، جذامی که زمانی ما به آنها انگ می زدیم ، اما الان می دانیم افرادی که مبتلا به این بیماری ها شده اند، هیچ جرمی مرتکب نشده بودند. اما نحوه مبتلا شدن به این بیماری ، یک فرقهایی با بیماری هایی که شما نام بردید ، دارد. بیماری AIDS از راه جنسی ، ارتباط خونی (انتقال خون فرد مبتلا ، استفاده از سرنگ مشترک) و از طریق مادر مبتلا به نوزادش انتقال پیدا می کند. ما نباید به کسی که مبتلا به این بیماری می شود، به عنوان فردی که مرتکب گناه یا جرمی شده ، نگاه کنیم ، بلکه باید به مشکل بیماری که مبتلا به یک بیماری مزمن عفونی است ، نگاه کرد. طبق آمارها تعدادی از مبتلایان ، کسانی هستند که ارتباط جنسی ناسالم برقرار کرده اند. اگر منظور از ارتباط جنسی ناسالم ، تماس جنسی خارج از چارچوب خانواده است ، علم و تجربه ثابت کرده است نمی توان با اعمال فشار و زور مردم را وادار به انجام ندادن این کار کرد، بلکه باید با آموزش های اخلاقی مناسب و نیز به وجود آوردن احساسات عشقی و توجه دادن به پایبندی های عاطفی احساسی به خانواده ، کمک به پرهیز از این رفتار کرد و در هر حال باید به همه افراد جامعه چگونگی ارتباط جنسی بهداشتی و استفاده از وسایل مربوط را آموزش داد. البته همه مبتلایان ، کسانی نیستند که به دلیل برقراری رابطه جنسی غیرسالم به این بیماری دچار شده اند. ما چند گروه مبتلا به ایدز داریم ، افرادی را داریم که هموفیلی بوده اند و در زمان گذشته خونهای آلوده خریداری شده به این افراد - که در آن زمان کودکانی بیش نبودند - تزریق شد. تعدادی از این کودکان ، الان دکترها و مهندسان و افراد فعال جامعه ما هستند. اینها چه گناهی کرده اند که با عنوان ایدزی و صرفا به دلیل داشتن این بیماری ، برخوردهای ضد اجتماعی با آنها شود. در صورتی که افرادی هستند که جامعه خود را بسیار دوست دارند و خدمات مفیدی هم انجام می دهند، یا کودکان معصومی که بیماری را از مادران خود دریافت کرده اند و با HIV به دنیا آمده اند، یا آن زنی که با همسرش زندگی می کرده است ؛ همسری که سالیان سال معتاد تزریقی بوده و در زندان های مختلف کشور زندانی بوده است و زن او مرتب به ملاقات همسرش رفته و به او کمک کرده است و آن مرد، هنگام بیرون آمدن از زندان ابتلا به HIV را برایش زنش هدیه آورده است . من بعضی از این زنان را می شناسم که همسرانشان به دلیل ابتلا به HIV فوت شده اند. حال زنان این افراد که خودشان هم HIV دارند حق ادامه زندگی ندارند؛ زنان جوانی که زیر 30سال دارند و با مراقبت های لازم مدتها می توانند زندگی کنند، آیا کسی هست که از این زنان مبتلا حمایت کند؛ زنان بی گناهی که بیمار شده اند و یا زنانی که خودفروشی می کنند، آیا سیستمی وجود داشته که به آنها مهارت های درست زندگی کردن را بیاموزد ، یا نظامی که شغل و دستمزد مناسب برای آنها ایجاد کند ، تا مبادرت به چنین کاری نکنند ، یا این که فقط آنها را زندانی و مجازات می کنند؛ آیا کسی از خود پرسیده زنی که خودفروشی می کند، از روی لذت این کار را می کند یا برای سیرکردن شکم خود و خانواده اش متاسفانه هیچ سیستمی که از افراد مبتلا حمایت کند ، وجود ندارد. نه فقط از زنان که از مردانی هم که خانواده پذیرایشان نیست ، یا کودکانی که مبتلا هستند و پدر و مادرشان در اثر این بیماری از بین رفته اند نیز هیچ حمایتی نمی شود. فقط در جریان هستم که با کوششی که ریاست دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه و معاونت بهداشتی آن دانشگاه با همکاری استاندار، هلال احمر و کمیته امداد امام و سایر ارگان های ذی ربط انجام داده اند، در آن استان مکانهایی برای زندگی و مختصر بودجه ای برای حمایت از زنان مبتلای بدون سرپرست انجام شد ، که نیاز به گسترش و بسط آن در تمام نقاط کشور هست. آیا اینها در کنار افراد سالم زندگی می کنند؛
بله ، اینها باید در جامعه و کنار سایرین زندگی کنند ، نه در مکانهای ایزوله و خاص . البته هم افراد مبتلا و هم جامعه باید آموزش های لازم را ببینند، که در عین حال که با هم زندگی می کنند، بیماری را به یکدیگر منتقل نکنند. یک فرد مبتلا به ایدز می تواند با مراقبت های لازم ، طول عمری نزدیک به یک آدم سالم داشته باشد، پس نباید حق ادامه حیات اجتماعی را از او بگیریم و او را در محیطهای بسته و ایزوله مخفی کنیم . فراموش نکنیم که این بیماری ، فقط از طریق انتقال خونی و جنسی و مادر به جنین انتقال پیدا می کند و از طرق دیگر مثل زندگی در یک خانه و استفاده از سرویس های بهداشتی مشترک و یا روبوسی منتقل نمی شود. برگردیم به بهانه این گفتگو شما در مورد مردی که به بمب ایدز معروف شده بود هم حرفهایی داشتید.
به نظر من بمب ایدز یکی از شهروندان ماست که نیازمند کمک است ناراحتی من از نحوه برخورد با این فرد و گزارش هایی است که راجع به او چاپ شده است . قبل از این که برای یک فرد تصمیم گیری شود ، یا محاکمه اش کنند ، آیا متخصص روان شناس و روانپزشک و یا متخصص مرتبط با بیماری ایدز با این فرد صحبت کرده یا نه؛ گزارش های چاپ شده درباره این فرد که عکسش را هم کاملا واضح چاپ کرده اند می گویند که هیچکدام از شرکای جنسی ایشان مورد تجاوز واقع نشده اند ، بلکه یک رابطه دوطرفه بوده است . آیا این موضوع ما را به این فکر وانمی دارد که افرادی که طرف جنسی این فرد بوده اند، باید آگاهی بیشتری نسبت به ارتباط جنسی سالم داشته باشند؛ آیا پسران و دختران ما عشق و احساس واقعی را فراموش کرده اند و به ظواهر و مادیات لحظه ای فکر می کنند؛ اینها سوالاتی است که ما باید از جامعه بپرسیم ، نه این که فرد را به دلیل داشتن بیماری ویروسی متهم کنیم . آیا ما نباید آگاهی های جامعه را آنقدر بالا ببریم که هر کس که رابطه جنسی داشت ، از کاندوم استفاده کند و مسائل بهداشتی را رعایت کند ، تا دیگران نگرانی نداشته باشند؛ چاپ این گونه خبرها با این تیترهای جنجالی ، جامعه بیماران مبتلا به ایدز را دچار اندوه مضاعفی می کند. ما طی فعالیتمان در 2 مرکز مشاوره HIV ، بیماری های مقاربتی و اعتیاد یا کلینیک های مثلثی در کرمانشاه و درمانگاه طالقانی مرکز بهداشت شمیرانات با 1560بیمار HIV در ارتباط هستیم و در هیچ کدام از این افراد رفتار ضداجتماع و خانواده ندیده ایم . آنها مکررا به ما می گویند جامعه و خانواده مان را دوست داریم ، اما آیا جامعه و خانواده این افراد هم آنها را دوست دارند؛. روحیه مبتلایان HIV را چطور می بینید؛ در آنها، اول غصه ، بعد نگرانی و سپس احساسات شدید می بینم . آنها افراد خوبی هستند و برای جامعه شان مفیدند، اما ناراحتند که چرا افراد جامعه آنها را دوست ندارند. من اندوه پدری مبتلا به HIV را می بینم که از ترس انتقال بیماری به فرزندش هیچ گاه او را نمی بوسد ، در صورتی که با بوسیدن ، بیماری منتقل نمی شود ، اما این بیماران خودشان همه احتیاطهای لازم را انجام می دهند.
پیشنهاد شما برای پیشگیری از روابط ناسالم جنسی چیست؛
به عنوان پزشک معتقد به دین اسلام که در کشور اسلامی زندگی می کند و نحوه کارم مرتبط با بیماری ای است که از راه جنسی انتقال پیدا می کند، تحقیقات زیادی کرده ام و به چند نکته مهم رسیده ام . در شرع ما با توجه به فتواهایی که داریم ، می بینم که آموزش نکات بهداشتی و پیشگیری قبل از مواجهه با مشکلات توصیه شده است و در راهنمایی هایی که 2تن از آیات عظام در قم فرموده اند، توصیه به آموزش های سلامت بلوغ و تماسهای سالم جنسی شده است . از طرف دیگر ما به بچه ای که می خواهد غذا بخورد، یاد می دهیم چطور از قاشق و چنگال استفاده کند. به بچه ای که می خواهد از خیابان رد شود، چراغ قرمز و خط عابر پیاده را آموزش می دهیم . آیا نباید قبل از ارتباط جنسی زناشویی ، به او آموزش لازم داده شود؛ آیا از لحاظ اجتماعی این اشاعه رفتار نامتعارف جنسی است یا اشاعه رفتار سلامت جنسی که مکررا در کتابهای راهنمای دینی ما به آن توصیه شده است؛ ما باید رفتار سالم جنسی را به فرزندانمان آموزش دهیم و برای رسیدن به نتایج بهتر فاصله بین تیمهای متخصص در زمینه های بهداشتی را با مراجع دینی کم کنیم ، تا از نشست هایی که بین این دو پیش می آید، بهترین راههای آموزشی را پیدا کنیم. برخوردهای اجتماعی با این بیماران چگونه است؛
ما فکر می کردیم انگ اجتماعی ایدز کم شده است ، اما با بررسی ها معلوم شد که هنوز این تابو وجود دارد و برخی خانواده ها نسبت به پذیرش افراد HIV مشکل دارند و آنها را نمی پذیرند. حتی بعضا در سیستم های بهداشتی و درمانی از پذیرش بیمار HIV مثبت خودداری می شود که با بخشنامه ای که از وزارت بهداشت ارسال کرده است ، امیدواریم در آینده این مشکل مرتفع شود. این بخشنامه ها چه بوده است؛ کلیه بیمارستان ها باید افراد مبتلا به ایدز را بپذیرند هر چند هنوز بسیاری از بیمارستان ها آنها را نمی پذیرند. آیا قبل از این بخشنامه هیچ بیمارستانی این بیماران را نمی پذیرفت؛ خود من در جریان بودم که یکی از بیماران ما نصفه شب دچار حادثه می شود و خونریزی زیادی هم از ناحیه پا داشته است و به یک مرکز پزشکی مراجعه می کند. وقتی پرسنل می خواسته اند کارهای پانسمان و مداوای او را انجام دهند ، او می گوید که من مبتلا به HIV
هستم و مرکز از پذیرش او خودداری می کند. آن فرد به مرکز دیگری می رود و در آنجا هم از پذیرش او خودداری می کنند و این دوست ما با وجود داشتن خونریزی زیاد به مرکز سوم هم می رود و وقتی عنوان می کند HIV دارد ، مرکز سوم هم او را نمی پذیرد. آیا این یک رفتار ضد اجتماعی نیست ، در صورتی که همان مرکز اولیه برای ایشان پانسمان لازم را انجام می داد و آگاهی داشت که با مراقبت های لازم ، هیچ مشکلی برای پرسنل و بیماران آن مرکز به وجود نمی آمد، آیا آن فرد از لحاظ روحی شارژ نمی شد؛ چرا ما همین روزنه های کوچک امید را از آنان دریغ می کنیم؛ البته در حال حاضر با بخشنامه وزارت بهداشت امیدواریم مشکل حل شود. آیا نگرانی بابت سرایت بیماری وجود ندارد؛
اگر پرسنل بهداشتی ، درمانی و دندانپزشکی ، رعایت نکات استریلیزاسیون و حفاظت شغلی را انجام دهند ، هیچ جای نگرانی نیست . حتی اگر در حین انجام خدمات به فردی که مبتلا به HIV است ، سوزنی وارد دستشان شود و در تماس باخون فرد مبتلا قرار بگیرند، باز هم داروهای ضدویروسی هست که باعث جلوگیری از انتقال بیماری به این فرد می شود و این داروها در مراکز یاد شده و بیمارستان های مرتبط وجود دارد. بعد از تماس ، تا چه زمانی این داروها را باید مصرف کرد؛ بهترین زمان ، 12 ساعت اول بعد از تماس است . آیا مبتلایان به HIV می توانند با همسرانشان رابطه جنسی برقرار کنند؛ بله ما الان در مراکزمان 23زن و شوهر داریم ، که یکی از زوجین سالم و دیگری مبتلا به بیماری HIV است و آنها رابطه متعارف جنسی هم دارند ، اما با رعایت نکات بهداشتی و استفاده از کاندوم که باعث می شود بیماری به شخص سالم منتقل نشود. حتی یکی از کارهایی که ما در این زمینه انجام می دهیم ، آشنا کردن افراد مبتلا با هم و ازدواج آنهاست . البته از آنها می خواهیم بچه دار نشوند ، چرا که احتمال به دنیا آمدن فرزند مبتلا به HIVوجود دارد. درصد بالایی از مبتلایان ایدز ، معتادان تزریقی هستند ، شما چه برنامه هایی برای مراقبت و کنترل بیماری آنها دارید؛ هدف ما فقط کنترل بیماری است به همین دلیل ما در مراکزمان سرنگ رایگان و داروهای استریل کننده در اختیار معتادان قرار می دهیم . البته مواردی هم داشته ایم که بعد از چند نوبت مراجعه ، خود معتادان تصمیم به ترک گرفته اند و ما یکی از شیوه های مناسب ترک را درباره ایشان اجرا می کنیم ، اما همان طور که گفتم ، در وهله اول ما به کنترل HIV فکر می کنیم ، چرا که تجربه نشان داده است به افرادی که سالها به بیماری اعتیاد مبتلا بوده اند، نباید به زور و اعمال فشار روحی ، روشهای ترک را القا کرد، بلکه روشهایی وجود دارد مانند استفاده از داروهای جایگزین برای مدت طولانی و سپس تصمیم های دیگر؛ لذا باید در یک سرویس روشهای متنوعی داشته باشیم تا با فرد در وهله اول ارتباط دوستانه و پایدار برقرار کنیم ، بعد او را به یکی از روشهای علمی مقتضی راهنمایی کنیم . آیا برنامه کشوری منسجمی برای پیشگیری از ایدز و کنترل آن وجود دارد؛ خوشبختانه در سال گذشته ، گروهی به تدوین برنامه 5ساله کشوری در زمینه کنترل و پیشگیری از ایدز از طرف وزارت بهداشت مامور شدند که من و برادرم هم افتخار همکاری در این گروه را داشتیم و حاصل کار، برنامه مدون و جامعی برای پیشگیری و جلوگیری از گسترش ایدز در 5سال آینده کشور است که به هیات دولت و مجلس تقدیم شد، اما نکته قابل ذکر این است که این برنامه نیاز به حمایت های مالی از طرف سازمان های حمایت کننده و همکاری برون بخشی وزارتخانه های مختلف دارد ، که حمایت های مالی متاسفانه کم و همکاری ها ضعیف است .